سيد ابوالحسن حافظيان    (۱۲۸۲ ق -۱۳۶۰ق)


سيّد الوالحسن حافظيان، در سال ۱۳۲۲ هجري (قمري) در مشهد مقدّس پیدا شد.
قبل از بلوغ، به مقدّمات صرف و نحو، رياضي، طب، نجوم، هيئت، فقه و اخلاق نزد اساتيد مشغول گرديد. از ديدن بعضي اعمال از پدر به رياضت و عمليّات (رياضتي) شوق وافري پيدا نمود. به سفارش پدر، حاج شيخ حسنعلي اصفهاني – طابُ ثَراه – او را به‌شاگردي خود، به رياضات، قبول فرمود. مرتّب روزها براي تحصيل علم در «مدرسه ميرزا جعفر» (در ضلع شرقي صحن عتيق رضوي – صحن انقلاب)، و شبها در حجره فوقانيِ صحن عتيق،‌ جنب ايوان عباسي، مقابل «بقعه مطهّره»، به عبادات و رياضات اشتغال داشت. بتدريج شهرت تامّي در بين خواص و عوام پيدا كرد. از دعوات و عمليّات روحاني او عوام و خواص بهره‌مند مي‌شدند. مدتي به خدمت حاج سيّد مظهر حسين هندي نيز مشغول بود. وي در اواخر عمر (در مشهد)، در گوشه صحن نو (صحن آزادي فعلي)، حجرات فوق آب انبار (در ضلع جنوبي) را منزل خود قرار داده بود، و مشغول به رياضت‌هاي شرعي بود.

در سال ۱۳۴۷، باتفاق مرد بزرگ، حاج سيّد مجتبي مدرّس قزويني – طاب ثَراه – براي ملاقات و زيارت استاد بزرگ و سيّد جليل، حضرت سيّد موسي زرآبادي – طاب ثَراه – به قزوين مسافرت نمودند. آنچه در مدت گذشته به آن موفقّ شده بود، گويا مقدمّه بود از براي رسيدن به آن سيد بزرگوار. بعد از آن، به ترقّيات كاملي موفق گشت، و صاحب مكاشفات و ضميري روشن شد، و قوّه ارادي او قوي گرديد، كه آثار و علایمش بر همه ظاهر گشت. سالي يك مرتبه به سفر به قزوين موفق مي‌شد.

به سال ۱۳۵۱ هجري (قمري) به هندوستان مسافرت نمود، و تا ده سال و شش ماه به ايران مراجعت نكرد. سياحت كاملي از هر گوشه و كنار هند نمود. از مرتاضين مخصوص هند، در شهرهاي مخصوص مرتاضين (هردوار و ...)، در كنار درياي گنگا (گنگ)، كه درياي مقدّس هندوهاست ديدن كرد. در هردوار، در آب گنگا غسل كرد، در بتخانه – پشت به بت و رو به قبله – نماز خواند، و بعد از نماز به صداي بلند و لحن عربي، قرآن قرائت كرد. مرتاضين زيادي استماع كرده متأثر شدند.

در شهر سِرينگر كشمير براي شيعيان، در محلّه گرو بازار، مسجد مختصري ساخت كه بسيار مورد احتياج بود. در دامنه كوه تِرال كشمير، كوهها و آبادي‌هاي زيادي است كه قبله را نمي‌دانستند. بر بالاي كوه «صوفي پوره»، برجي مربع از سنگ ساخت كه از هر طرف قبله مشخص شده است. در آنجا نوشته است: «دو ركعت نماز بخوانيد، حاجت از خدا بخواهيد. در اين ايّام، از اطراف، هر كس هر حاجتي دارد آنجا رفته دعا مي‌كند، از سني و شيعه؛ و اسم آن محل را «آستانه» گذارده‌اند. همه ساله در شب نيمه شعبان چراغان مي‌كنند كه از دور پيداست. «لوح محفوظ» را، كه يكي از عجايب علمي است، وي در همان سرزمين تصنيف كرده است.


برگرفته از:

محمدرضا حکیمی. مکتب تفکیک. تهران. دفتر نشر فرهنگ اسلامی. چاپ سوم. ۱۳۷۷